شوکا صحرائی عزیز، نه سیرک هنر است، نه خلیل عقاب هنرمند

سپتامبر 20, 2008 با greenbloggers
شوکا صحرائی عزیز، گزارش‌تان را از سیرک ایتالیایی و جناب خلیل عقاب دیدم، حتما برایش زحمت زیادی کشیدی. اما هنگام تنظیم این گزارش آیا به ذهنتان خطور نکرد آن گورخرهای بیچاره آنجا چه می‌کنند؟ یا چطور می‌شود یک خرس را رقصاند؟ آن تمساح نگون بخت که هفته‌‌ای هفت بار از دمش آویزان می‌شوند چطور ؟

آیا می‌دانستی حیواناتی که موجب خنده تماشاچیان می‌شدند به جبر ضربات شدید شلاق، سیخ نوک تیز، شوک الکتریکی، صفحات فلزی داغ و گرسنگی دادن، شرطی شده‌اند؟ این یادداشت را به دقت بخوان و ببین چه بر سر یک حیوان می‌آورد، این حیوان دوپا.

شوکای عزیز! گفته‌ای: “برای ما که سال‌ها از دیدن چنین برنامه‌هایی محروم بودیم دیدن این سیرک خالی از لطف نبود.”

ولی باور کن ندیدن حیواناتی که با زور شلاق و شکنجه برایتان می‌رقصند محرومیت نیست. محرومیت انقراض نسل شیر ایرانی و ببر مازندران است. محرومیت یعنی از دست دادن ده‌ها گونه جانوری که در بیم و امید ماندن یا رفتنشان هستیم. محرومیت یعنی انقراض یوز ایرانی، پلنگ ایرانی، یعنی انقراض نسل مرال و شوکا و از آن بالاتر، یعنی نتایج آنچه این روزها به نام توسعه بر محیط زیست ایران می‌گذرد.


سیرک جناب خلیل عقاب

من البته شما را سرزنش نمی‌کنم، شما به نظرتان موضوع جالبی برای یک گزارش و جذب مخاطب پیدا کرده‌ای.

مزیدی: پرنده قشنگم کی می‌آیی؟

سپتامبر 19, 2008 با greenbloggers
مزیدی در آخرین یادداشت وبلاگش یک سایت وب دو معرفی کرده که سعي مي‌كند پرندگان را بر اساس پراكندگي جغرافيايي آنها و در قالب يك شبكه اجتماعي دسته بندي كند.

پیشنهاد می‌کنم ابتدا یادداشت دکتر مزیدی را بخوانید و سپس در این سایت عضو شوید

نگارش جدید نوار ابزار گرین بلاگ

سپتامبر 10, 2008 با greenbloggers

نگارش جدید نوار ابزار گرین‌بلاگ آمده دریافت است. در نگارش جدید سعی شده لینک‌های قبلی اصلاح شود و لینک‌های خبری که گمان می‌کردم در بین کاربران محبوب‌تر باشند به این برنامه اضافه شده‌اند.

همچنین با نصب این برنامه روی مرورگرتان بدون نیاز به مراجعه به گرین‌بلاگ می‌توانید به سرعت از آخرین یادداشت‌های وبلاگ نویسان سبز باخبر شوید.

در بخش خبرها نیز سایت‌های زیستا و سازمان حفاظت از محیط زیست ایران اضافه شده اند. تلاش داشتم سایت سبزپرس را هم اضافه کنم ولی چون این سایت خروجی فید یا همان RSS ندارد ممکن نشد.

- دریافت آخرین نگارش نوارابزار گرین‌بلاگ. از اینجا

پیوند لینک‌های خروجیِ فید گرین‌بلاگ به منبع اصلی

سپتامبر 9, 2008 با greenbloggers

از امروز با کلیک روی همه لینک‌ها در خروجی فید گرین‌بلاگ + مستقیما به منبع اصلی نوشته منتقل خواهید شد.

به این ترتیب اگر از گوگل‌ریدر یا سایر خبرخوان‌ها استفاده می‌کنید، بدون نیاز به مراجعه به گرین‌بلاگ نیز می‌توانید به آخرین یادداشت‌ها دسترسی داشته باشید.

به این ترتیب سرعت دسترسی‌تان به آخرین یادداشت‌های وبلاگ‌نویسان سبز، بیشتر خواهد شد.

همچنین اگر می‌خواهید تازه‌ترین لینک‌های گرین‌بلاگ را در وبلاگ خودتان نمایش دهید، و با کلیک روی آنها به وبلاگ اصلی منتقل شوید، کدِ داخل جعبه‌ی زیر را کپی کنید و در قالب وبلاگ خود (به عنوان یک باکس جداگانه)، یا در بخش تنظیماتِ وبلاگ (برای بلاگفایی‌ها در قسمتِ کدهای اختصاصی) قرار دهید. به این ترتیب، تازه‌ترین لینک‌های گرین‌بلاگ، همواره در وبلاگ‌تان نمایش داده خواهد شد.

دریافت کد: اینجا

دلایل احتمالی برای ممنوعیت نشنال جئوگرافیک

سپتامبر 4, 2008 با greenbloggers

همانطور که در یکی از پست‌های پیشین اشاره کردم، اداره کل رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ورود شماره‌ی ماه آگست نشنال جئوگرافیک را ممنوع کرد.

نشنال جئوگرافیک در این شماره، با مقاله مفصلی به قلم خانم «مارگریت دل گوویدیچه» با عنوان «پارس؛ روح باستانی ایران زمین، به معرفی ایران و هویت تاریخی مردم ایران می‌پردازد.

آنطور که از مقاله برمی‌آید، نویسنده مدتی را در ایران سپری کرده، بنای باستانی تخت جمشید و چند اثر تاریخی دیگر را از نزدیک مشاهده کرده و با شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و همینطور مردم کوچه و بازار گفتگو کرده است.

بلافاصله پس از منتشر شدن نسخه اینترنتی مقاله در سایت نشنال جئوگرافیک، سایت‌های زیادی از جمله سایت رادیو فردا، مقاله را ترجمه و منتشر کردند. ولی از آنجاکه نشنال معمولا فقط بخش‌هایی از مقاله اصلی را به شکل خلاصه، روی سایت قرار می دهد، این ترجمه‌ها هیچکدام حاوی مطالبی نبودند که بتوان به این نتیجه رسید که مجله به خاطر آن، ممنوع شده است. لااقل من با خواندنشان، دلایل قانع کننده‌ای برای توقیف نیافتم.

برای همین تلاش کردم نسخه‌ای از مجله را بیابم تا مطمئن شوم، کدام مطلب یا احتمالا تصویر باعث شده وزارت فرهنگ و ارشاد ایران، این مجله معتبر را ممنوع کند.

خوشبختانه خانم “نیوشا توکلیان” عکاس برجسته ایرانی که عکس‌های این شماره نشنال جئوگرافیک، حاصل زحمایت اوست، نسخه‌ای از این شماره را برایم ارسال کردند. که مجدد از ایشان تشکر می‌کنم.

ترجمه خوبی از مقاله اصلی نیز از طرف «بنیاد کمیته بین االمللی نجات پاسارگاد» منتشر شده که من نیز برای این یادداشت از این ترجمه بهره گرفته‌ام.

برخی دلایل احتمالی توقیف نشنال جئوگرافیک

به نظر می‌رسد دلیل اصلی ممنوعیت ورود شماره آگست نشنال جئوگرافیک به آنجایی مربوط است که مقاله‌نویس، سعی دارد در بخش‌هایی از یادداشت، قدرت باستانی ایرانیان را به مسائل هسته‌ای که ایران به شدت بر روی آن حساس است، پیوند دهد و چنین نتیجه‌گیری کند که شاید ایران با برنامه هسته‌ای خود به دنبال احیای امپراطوری باستان است.


هنرمندی در کنار بنای تاریخی تخت جمشید – عکس از نیوشا توکلیان

نویسنده در جایی از این مقاله می‌نویسد:

“شما در حکاکی های تخت جمشید، می‌توانید اعضای ملیت‌های مختلف را مشاهده کنید که ملیت آنها با لباس های مختلف آنها مشخص شده، و دور هم جمع شده‌اند تا به عنوان یک ملت واحد جشن بگیرند. این پادشاهی در اوج قدرت خود از دریای مدیترانه تا رود ایندوس گسترش داشت و این اولین و آخرین بار در تاریخ بود که تمامی حکومت‌های جهان شناخته شده، تحت حکومت یک پادشاه در می‌آمدند.

بنابراین شاید پارسی‌ها اولین ابر قدرت جهان بودند. سعید لیلاز، کارشناس سیاسی و اقتصادی مستقر در تهران گفت “دل ما برای این که دوباره یک ابرقدرت باشیم، تنگ شده است، و جاه طلبی‌های هسته‌ای کشور به طور مستقیم در ارتباط با این آرزو می‌باشد.”


دختران دانش‌آموز در کنار پل تاریخی دزفول – عکس از Simon Norfolk

مقاله‌نویس نشنال جئوگرافیک در ادامه می‌نویسد:

“عناوین خبرها برایمان آشنا هستند: ایران ظاهرا سرگرم غنی‌سازی اورانیوم است، و اصرار می‌ورزد که تنها می‌خواهد سوخت برای نیروگاه‌های هسته‌ای تولید کند. ولی اورانیوم بسیار غنی شده نیز یک ماده اصلی برای یک بمب هسته‌ای می‌باشد.

آمریکا و سازمان ملل به عنوان اقدامی بازدارنده، تحریم‌های اقتصادی فزاینده اعمال کرده‌اند، و در همین حال رییس جمهور ایران محمود احمدی نژاد یک تندرو محافظه کار برنامه های هسته‌ای را همچنان اعلام می‌کند و در عین حال اظهارات سرشار از تنفر و تهدید نسبت به اسراییل که در نزدیکی آن قرار دارد، ایراد می کند و دائما هولوکاست را تکذیب می‌کند.”


برف بازی جوانان مرودشتی – عکس از نیوشا توکلیان

اما بخش دیگری از مقاله که احتمال می‌رود باعث حساسیت‌های مقام‌های ایرانی شده باشد مربوط است به مسائل تاریخی و قومی پس از حمله اعراب به ایران.

مارگریت دل گوویدیچه می‌نویسد:

“… اولین چیزی که همه‌ی کسانی که [در ایران] با آنها دیدار داشتم و وقتی از آنها پرسیدم که چه چیزی را می‌خواهند جهان در باره آنها بداند، گفتند می‌خواهیم بدانند که “ما عرب نیستیم!” بلافاصله نیز می‌گفتند “ما تروریست نیستیم!”… و نوعی نژاد پرستی پارسی وارد گفت و گو می‌شود.

حتی با وجودی که وضع اقتصادی آنها به خوبی برخی کشورهای عربی مانند دوبی و قطر نیست، با این همه احساس مستثنی بودن می کنند، که این طرز فکر با تجلیلی که شاه از تاریخ پارس به عمل آورد، تقویت یافت.

اعرابی که ایران را فتح کردند به طور معمول به عنوان کمی بیش از بادیه نشین‌هایی تلقی می شوند که چادر نشین بودند و در برابر فرهنگی که ایران به آنها داد، آنها خود هیچ گونه فرهنگی نداشتند. و با حرارتی که هنوز آنها [اعراب] را مورد سرزنش قرار می‌دهند، فکر می‌کنی که آن اتفاق همین هفته گذشته رخ داده است نه چهارده قرن پیش !

بانویی را در یک مراسم عروسی ملاقات کردم که بی شباهت به یک ستاره قدیمی سینما نبود و همسر زنده دل و شیک پوش او کتی سفید بر تن داشت و مشغول کشیدن سیگار با چوب سیگار بود، و پنج دقیقه نگذشته بود که این خانم، اعراب را به آتش کشاند.

او در حالی که دست های خود را به هم گره کرد بود به طوری که گویی می خواهد گردن کسی را بشکند، گفت “بعد از آمدن آنها [اعراب] همه چیز خراب شد و هرگز به حالت اول برنگشتیم!”

و شخصی به نام علی که معلم زبان انگلیسی بود و با او دوست شدم، در این باره سخن گفت که چگونه از دست دادن امپراطوری هنوز بر وجدان ملی سنگینی می کند. در حالی که به طرف منزل او در حومه ی شیراز می رفتیم و موتورسیکلت ها و اتومبیل های دیگر را پشت سر می گذاشتیم، او به من گفت “قبل از آمدن آنها، ما یک قدرت بزرگ و متمدن بودیم. آنها [اعراب] کتاب‌های ما را سوزاندند و به زنان ما تجاوز کردند، و به مدت 300 سال نمی‌توانستیم فارسی صحبت کنیم، یا در غیر این صورت زبان‌مان را از حلقوم بیرون می‌کشیدند.”


مدفن کوروش بزرگ در پاسارگارد – عکس از Simon Norfolk

نویسنده این مقاله در بخش پایانی این یاداشت می‌گوید:

“حکومت از زمان انقلاب اسلامی در سال 1979 سعی کرده است اهمیت نوروز را کم کند یا آن را با یک سال جدید دیگر، مانند تولد امام علی، رهبر تاریخی شیعی جایگزین کند. دوستم علی گفت “آنها نیرو می‌آوردند و مردم را بازداشت می‌کردند. ولی نمی‌توانستند از نوروز خلاص شوند زیرا 2500 سال است که ما نوروز داریم! آنها واقعا ما را کنترل نمی‌کنند، زیرا نمی‌توانند چیزی را که در درون ما است کنترل کنند.”

شبنم رضایی که مجله اینترنتی “پرشین میرور” را برای ترویج هویت فرهنگی ایران به راه انداخته گفت “فکر می‌کنم اگر به ما فرصت داده می شد تا یک دولت مردم سالاری داشته باشیم، می‌توانستیم به نیویورک خاورمیانه تبدیل شویم – نیویورک تمام آسیا – مرکزی برای سرمایه گذاری، صنعت، تجارت، فرهنگ، و طرز فکری نوین، به جای چیزی که در حال حاضر هستیم.” شبنم گفت “پارس، رستم، کورش کبیر و کتیبه حقوق بشر او – “این چیزی است که ما هستیم، این چیزی است که ما مظهر آن هستیم. و این چیزی است که ایرانیان دوست داشتند هدفشان باشد.”

- ترجمه کامل و به زبان فارسی این مقاله، با فرمت برنامه Word، اینجا با فرمت Pdf اینجا (137 کیلوبات)

-  نشنال جئوگرافیک، یک قرن تلاش برای توسعه جغرافیای جهان
-  ۱۰ عکس برتر نشنال جئوگرافیک در سال ۲۰۰۶
-  ۱۰ تصویر برتر جهان در سال ۲۰۰۵ از نگاه نشنال جئوگرافیک
-  ۱۰ فیلم برتر نشنال جئوگرافیک در سال ۲۰۰۶
-  برترین عکاسان کوهستان در سال 2006 از نگاه نشنال جئوگرافیک
برترین عکس‌های رقابت « نمایی از حیات وحش» ؛ نشنال جئوگرافیک 2006

قطع درختان در میدان امام خمینی

سپتامبر 4, 2008 با greenbloggers

این پیام رو خانم وحیده علی محمدیان ارسال کردند و خواستار منعکس شدن آن بودند.

به نام خدا

با سلام و احترام،

این پیام رو خانم وحیده علی محمدیان ارسال کردند و خواستار منعکس شدن آن بودند.

به نام خدا
با سلام و احترام،
می‌خواستم قطع چند درخت در میدان امام خمینی در مقابل بانک سپه و ایستگاه مترو امام را به اطلاع شما برسانم تا رسیدگی شود. این درختان قدمت چندین ساله داشته و علاوه بر ایجاد سایه در پیاده رو از گنجینه های شهرمان تهران محسوب می شدند و اگر به راحتی هر کس به خود اجازه دهد که درختان شهر را قطع کند در آیندهای نه چندان دور محیط زیست شهر بیش از این به خطر خواهد افتاد.
به همین خاطر, در صورت امکان خواستار پیگیری این موضوع هستم.
با تشکر
وحیده علی محمدیان

جغرافیای فقر و غنا

سپتامبر 3, 2008 با greenbloggers
مطلب جالبی از کویرزاد، در وبلاگ گیجلی، اگرچه محتوایی طنز دارد. ولی عمق حقیقتی تلخ که یارای تغییرش نیست را به زبانی ساده بیان می‌کند.او از نوعی از جبر جغرافیایی می‌گوید. ولی نه آنگونه که در کتاب آمده است. او از جغرافیایی می‌گوید که در انتخاب آن هیچ نقشی نداری ولی باید تا سرحد جان بدان عشق‌بورزی و بپرستی‌اش.

کویرزاد می‌نویسد: “… فرض کنید امروز کودکی در کامبوج به دنیا می‌آید. کامبوجی که این روزها شاهد تورم ۳۷ درصدی می‌باشد . توان خرید گوشت گاو و گوسفند ازعهده اکثریت خارج است پس به ناچار مردم از گوشت موش استفاده می‌کنند . گوشت موش کیلویی ۱۲۰۰ ریل است بهمین دلیل شکار موش‌های چاق و چله برای بچه‌ها باعث در آمد میشود و میتوانند امرار معاش کنند .

فرض کنید قرار است کودکی از رحم دست چندم آنجلینا جولی به دنیا بیاید.

از چند هفته قبل از تولد یک بخش کامل در بیمارستانی در نیس فرانسه با پنجره هایی رو به دریا قرق میشود تا مادر با فراغ خاطر اقدام به زایمان کنند. یک دنیا منتظرند تا بچه بدنیا بیاید .

آری امروز بچه متولد می‌شود و همین امروز خبر تولد میشود خبر داغ جراید. از فردا نشریات صف کشیده‌اند تا در قبال پرداخت پول کلان مجوز چاپ عکس بچه‌ها را پیدا کنند نشریه people برای چاپ عکس بچه ها ۱۴ میلیون دلار می‌پردازد از آنطرف هفته نامه hello انگلیس ۵/۷ میلیون پوند میده…”

مجله نشنال جئوگرافیک و تشکر از خانم نیوشا توکلیان

آگوست 29, 2008 با greenbloggers

مجله نشنال جئوگرافیک

بعد از مطلبی که در مورد شماره جدید نشنال جئوگرافیک در این وبلاگ نوشتم و درپی اون خبر از ممنوعیت ورود این شماره از مجله، توسط وزارت ارشاد دادم. و بعد از بی‌نتیجه بودن تلاش‌ها برای پیدا کردن نسخه‌ای از این شماره، خانم نیوشا توکلیان + عکاس برجسته ایرانی که عکس‌های بی‌نظیر ایشان در این شماره چاپ شده است، ترتیبی داد تا نسخه ای از مجله نشنال جئوگرافیک به دستم برسد.

باید اعتراف کنم محبتشان کاملا غافل‌گیر کننده بود. و بی‌اندازه از لطفشان خوشحال شدم. برای همین بهتر دیدم همینجا از ایشان تشکر ‌کنم. آرزو می‌کنم پروژه‌های موفق دیگری در آینده از ایشون ببینیم.

تا جایی که میدانم عکاسی برای مجله معتبری مثل نشنال‌جئوگرافیک که از زمان تأسیس یعنی قریب ۱۲۰ سال پیش تاکنون یکی از محبوب‌ترین مجلات جهان بوده و هرشماره از آن توسط حدود 360 میلیون نفر در سرتاسر جهان خوانده می‌شود، نیازمند توانمندی‌های خاصی از یک عکاس است و انتخاب در این مورد با وسواس خاصی صورت می‌گیرد. خوشحالم از اینکه بعد از آقای دقتی، آثار عکاس ایرانی دیگری به نشنال جئوگرافیک راه یافته است.

تولدی دیگر! پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست ایران

آگوست 18, 2008 با greenbloggers

چندی پیش محمد درویش خبر از تولد «كانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران» داده بود + . گرچه نقدهای جدی حرفه‌ای نسبت به کارشان وارد است ولی امیدوارم به مرور بر کیفیت این سایت افزوده شود.

امروز به طور اتفاقی سری به سایت greennews.ir زدم، آنطور که مشخص است سپهر سلیمی و دوستانشان در اصفهان نیز کار در خور تحسینی انجام داده‌اند. ضمن تبریک به این دوستان، امیدوارم در پس‌زمینه این کارها، هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی اصولی، آینده‌نگری، تمرکز و مخاطب‌شناسی وجود داشته باشد. مخاطب اینترنتی با مخاطب روزنامه و مجله تفاوت‌ عمده دارد. او بی‌حوصله است و فقط چند ثانیه وقت دارید تا خود را در فهرست سایت‌هایش ثبت کنید وگرنه احتمالا برای همیشه از دستش خواهید داد.

ناامیدکننده‌ترین لحظات زمانی است که بعد از شش ماه فعالیت سری به «ثبت کننده آمار» سایت بزنید و ببینید اگر گوگل و یاهو نبود همین سیصد، چهارصد بازدید کننده را هم نداشتید! آن وقت است که ترجیح می دهید مثل دیگران عطایش را به لقایش ببخشید و درش را تخته کنید.

جناب کرمی عزیز، همچنان منتظر خبری از «خبرگزاري مستقل محیط زیست ايران» هستیم. چشممان خشک شد به این آب شرین‌ کن‌های خلیج فارس، از بس که شش ماه است مدام آب خليج فارس را شورتر كرده‌اند!

هنوز هستیم

آگوست 15, 2008 با greenbloggers

به علت فشار زیادی که گرین‌بلاگ به سِروِر وارد می‌کند، هاستینگِ (میزبان) سایت ما، که شرکت معظم پرشین‌تولز باشد، از دیروز عصر، سایت را موقتا بست و درخواست ترک میزبان را کرد یا به اصطلاح محترمانه عذرمان را خواست! دلیلشان هم اختلال دائمی در سرور و سایت‌های دیگر بود. که البته از نظر فنی بی‌جا هم نیست.

خوشبختانه ساعتی قبل موفق شدم یک فرصت دیگر برای تغییرات اساسی در برنامه گرین‌بلاگ از ایشان بگیرم و امیدورام این تغییرات جواب دهد.

در واقع تنها راه باقی‌مانده از نظر من، استفاده از امکانات سایت‌های گوگل‌ریدر و فیدبرنر برای فراخوانی مطالب است، با استفاده از گوگل‌ریدر، مطالب یک‌بار به گوگل منتقل می‌شوند و سپس به سایت فیدبرنر و پس از آن، انتقال به نرم‌افزار گرین‌بلاگ صورت می‌گیرد.

امیدوارم همه‌چیز آنطور که پیش‌بینی کرده‌ام پیش برود. فشار از روی سرور کاسته شود، مطالب بدون مشکل و با کمترین تاخیر منتشر شوند و همچنان آرشیو شخصی هر نویسنده در گرین‌بلاگ مستقل باقی بماند.

تنها یک خواهش از نویسندگان وبلاگ‌های عضو گرین‌بلاگ دارم، لطفا در صورتی که مطلبی از وبلاگ شما پس از چند ساعت (حداکثر سه ساعت) از انتشار، در گرین‌بلاگ نمایش داده نشد، لینک وبلاگتان را از طریق «صفحه تماس» در سایت گرین‌بلاگ، ارسال کنید تا بررسی یا در صورت لزوم مجدد ثبت کنم