همانطور که در یکی از پستهای پیشین اشاره کردم، اداره کل رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ورود شمارهی ماه آگست نشنال جئوگرافیک را ممنوع کرد.
نشنال جئوگرافیک در این شماره، با مقاله مفصلی به قلم خانم «مارگریت دل گوویدیچه» با عنوان «پارس؛ روح باستانی ایران زمین، به معرفی ایران و هویت تاریخی مردم ایران میپردازد.
آنطور که از مقاله برمیآید، نویسنده مدتی را در ایران سپری کرده، بنای باستانی تخت جمشید و چند اثر تاریخی دیگر را از نزدیک مشاهده کرده و با شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و همینطور مردم کوچه و بازار گفتگو کرده است.
بلافاصله پس از منتشر شدن نسخه اینترنتی مقاله در سایت نشنال جئوگرافیک، سایتهای زیادی از جمله سایت رادیو فردا، مقاله را ترجمه و منتشر کردند. ولی از آنجاکه نشنال معمولا فقط بخشهایی از مقاله اصلی را به شکل خلاصه، روی سایت قرار می دهد، این ترجمهها هیچکدام حاوی مطالبی نبودند که بتوان به این نتیجه رسید که مجله به خاطر آن، ممنوع شده است. لااقل من با خواندنشان، دلایل قانع کنندهای برای توقیف نیافتم.

برای همین تلاش کردم نسخهای از مجله را بیابم تا مطمئن شوم، کدام مطلب یا احتمالا تصویر باعث شده وزارت فرهنگ و ارشاد ایران، این مجله معتبر را ممنوع کند.
خوشبختانه خانم “نیوشا توکلیان” عکاس برجسته ایرانی که عکسهای این شماره نشنال جئوگرافیک، حاصل زحمایت اوست، نسخهای از این شماره را برایم ارسال کردند. که مجدد از ایشان تشکر میکنم.
ترجمه خوبی از مقاله اصلی نیز از طرف «بنیاد کمیته بین االمللی نجات پاسارگاد» منتشر شده که من نیز برای این یادداشت از این ترجمه بهره گرفتهام.
برخی دلایل احتمالی توقیف نشنال جئوگرافیک
به نظر میرسد دلیل اصلی ممنوعیت ورود شماره آگست نشنال جئوگرافیک به آنجایی مربوط است که مقالهنویس، سعی دارد در بخشهایی از یادداشت، قدرت باستانی ایرانیان را به مسائل هستهای که ایران به شدت بر روی آن حساس است، پیوند دهد و چنین نتیجهگیری کند که شاید ایران با برنامه هستهای خود به دنبال احیای امپراطوری باستان است.

هنرمندی در کنار بنای تاریخی تخت جمشید – عکس از نیوشا توکلیان
نویسنده در جایی از این مقاله مینویسد:
“شما در حکاکی های تخت جمشید، میتوانید اعضای ملیتهای مختلف را مشاهده کنید که ملیت آنها با لباس های مختلف آنها مشخص شده، و دور هم جمع شدهاند تا به عنوان یک ملت واحد جشن بگیرند. این پادشاهی در اوج قدرت خود از دریای مدیترانه تا رود ایندوس گسترش داشت و این اولین و آخرین بار در تاریخ بود که تمامی حکومتهای جهان شناخته شده، تحت حکومت یک پادشاه در میآمدند.
بنابراین شاید پارسیها اولین ابر قدرت جهان بودند. سعید لیلاز، کارشناس سیاسی و اقتصادی مستقر در تهران گفت “دل ما برای این که دوباره یک ابرقدرت باشیم، تنگ شده است، و جاه طلبیهای هستهای کشور به طور مستقیم در ارتباط با این آرزو میباشد.”

دختران دانشآموز در کنار پل تاریخی دزفول – عکس از Simon Norfolk
مقالهنویس نشنال جئوگرافیک در ادامه مینویسد:
“عناوین خبرها برایمان آشنا هستند: ایران ظاهرا سرگرم غنیسازی اورانیوم است، و اصرار میورزد که تنها میخواهد سوخت برای نیروگاههای هستهای تولید کند. ولی اورانیوم بسیار غنی شده نیز یک ماده اصلی برای یک بمب هستهای میباشد.
آمریکا و سازمان ملل به عنوان اقدامی بازدارنده، تحریمهای اقتصادی فزاینده اعمال کردهاند، و در همین حال رییس جمهور ایران محمود احمدی نژاد یک تندرو محافظه کار برنامه های هستهای را همچنان اعلام میکند و در عین حال اظهارات سرشار از تنفر و تهدید نسبت به اسراییل که در نزدیکی آن قرار دارد، ایراد می کند و دائما هولوکاست را تکذیب میکند.”

برف بازی جوانان مرودشتی – عکس از نیوشا توکلیان
اما بخش دیگری از مقاله که احتمال میرود باعث حساسیتهای مقامهای ایرانی شده باشد مربوط است به مسائل تاریخی و قومی پس از حمله اعراب به ایران.
مارگریت دل گوویدیچه مینویسد:
“… اولین چیزی که همهی کسانی که [در ایران] با آنها دیدار داشتم و وقتی از آنها پرسیدم که چه چیزی را میخواهند جهان در باره آنها بداند، گفتند میخواهیم بدانند که “ما عرب نیستیم!” بلافاصله نیز میگفتند “ما تروریست نیستیم!”… و نوعی نژاد پرستی پارسی وارد گفت و گو میشود.
حتی با وجودی که وضع اقتصادی آنها به خوبی برخی کشورهای عربی مانند دوبی و قطر نیست، با این همه احساس مستثنی بودن می کنند، که این طرز فکر با تجلیلی که شاه از تاریخ پارس به عمل آورد، تقویت یافت.
اعرابی که ایران را فتح کردند به طور معمول به عنوان کمی بیش از بادیه نشینهایی تلقی می شوند که چادر نشین بودند و در برابر فرهنگی که ایران به آنها داد، آنها خود هیچ گونه فرهنگی نداشتند. و با حرارتی که هنوز آنها [اعراب] را مورد سرزنش قرار میدهند، فکر میکنی که آن اتفاق همین هفته گذشته رخ داده است نه چهارده قرن پیش !
بانویی را در یک مراسم عروسی ملاقات کردم که بی شباهت به یک ستاره قدیمی سینما نبود و همسر زنده دل و شیک پوش او کتی سفید بر تن داشت و مشغول کشیدن سیگار با چوب سیگار بود، و پنج دقیقه نگذشته بود که این خانم، اعراب را به آتش کشاند.
او در حالی که دست های خود را به هم گره کرد بود به طوری که گویی می خواهد گردن کسی را بشکند، گفت “بعد از آمدن آنها [اعراب] همه چیز خراب شد و هرگز به حالت اول برنگشتیم!”
و شخصی به نام علی که معلم زبان انگلیسی بود و با او دوست شدم، در این باره سخن گفت که چگونه از دست دادن امپراطوری هنوز بر وجدان ملی سنگینی می کند. در حالی که به طرف منزل او در حومه ی شیراز می رفتیم و موتورسیکلت ها و اتومبیل های دیگر را پشت سر می گذاشتیم، او به من گفت “قبل از آمدن آنها، ما یک قدرت بزرگ و متمدن بودیم. آنها [اعراب] کتابهای ما را سوزاندند و به زنان ما تجاوز کردند، و به مدت 300 سال نمیتوانستیم فارسی صحبت کنیم، یا در غیر این صورت زبانمان را از حلقوم بیرون میکشیدند.”

مدفن کوروش بزرگ در پاسارگارد – عکس از Simon Norfolk
نویسنده این مقاله در بخش پایانی این یاداشت میگوید:
“حکومت از زمان انقلاب اسلامی در سال 1979 سعی کرده است اهمیت نوروز را کم کند یا آن را با یک سال جدید دیگر، مانند تولد امام علی، رهبر تاریخی شیعی جایگزین کند. دوستم علی گفت “آنها نیرو میآوردند و مردم را بازداشت میکردند. ولی نمیتوانستند از نوروز خلاص شوند زیرا 2500 سال است که ما نوروز داریم! آنها واقعا ما را کنترل نمیکنند، زیرا نمیتوانند چیزی را که در درون ما است کنترل کنند.”
شبنم رضایی که مجله اینترنتی “پرشین میرور” را برای ترویج هویت فرهنگی ایران به راه انداخته گفت “فکر میکنم اگر به ما فرصت داده می شد تا یک دولت مردم سالاری داشته باشیم، میتوانستیم به نیویورک خاورمیانه تبدیل شویم – نیویورک تمام آسیا – مرکزی برای سرمایه گذاری، صنعت، تجارت، فرهنگ، و طرز فکری نوین، به جای چیزی که در حال حاضر هستیم.” شبنم گفت “پارس، رستم، کورش کبیر و کتیبه حقوق بشر او – “این چیزی است که ما هستیم، این چیزی است که ما مظهر آن هستیم. و این چیزی است که ایرانیان دوست داشتند هدفشان باشد.”
- ترجمه کامل و به زبان فارسی این مقاله، با فرمت برنامه Word، اینجا با فرمت Pdf اینجا (137 کیلوبات)
- نشنال جئوگرافیک، یک قرن تلاش برای توسعه جغرافیای جهان
- ۱۰ عکس برتر نشنال جئوگرافیک در سال ۲۰۰۶
- ۱۰ تصویر برتر جهان در سال ۲۰۰۵ از نگاه نشنال جئوگرافیک
- ۱۰ فیلم برتر نشنال جئوگرافیک در سال ۲۰۰۶
- برترین عکاسان کوهستان در سال 2006 از نگاه نشنال جئوگرافیک
- برترین عکسهای رقابت « نمایی از حیات وحش» ؛ نشنال جئوگرافیک 2006